انگیزه افزایش وزن معمولاً روز اول تمام نمیشود. روزی تمام میشود که برای بار چندم، با معدهی پر، به میانوعده نگاه میکنید و ترازو هم نسبت به اول هفته هیچ تکان نخورده. ادامه دادن در این نقطه به شعار وصل نیست. به این وصل است که کار روز را آنقدر کوچک کنید که با همان معدهی پر هم بشود انجامش داد، و پیشرفت را از عدد هر صبح بردارید.
اگر دنبال نقشهی غذا و مقدار کالری هستید، افزایش وزن سالم در ۱۲ هفته همان جاست. این صفحه فقط برای وقتی است که نقشه را بلد هستید و حوصلهی اجرا تمام شده.
چرا وسط راه از خوردن خسته میشوید؟
خستگی وسط افزایش وزن اغلب تنبلی نیست. سه چیز جدا از هم روی هم جمع میشوند و هر کدام بهتنهایی کافی است که برنامه را رها کنید.
اولی جسمی است. معده با تصمیم شما بزرگ نمیشود. کسی که سالها با یک ناهار سبک سیر میشده، هفتهی دوم مازاد کالری را مثل یک وظیفهی اضافه حس میکند. گرسنگی نمیآید، ساعت میانوعده میرسد، و خوردن در آن حالت شبیه کار اضافه بعد از شیفت است.
دومی ترازوست. وزن صبح به نمک شام، ذخیرهی کربوهیدرات، خواب و برای خیلی از خانمها به روزهای نزدیک قاعدگی وصل است. میشود واقعاً بیشتر از مصرف روز خورده باشید و فردا صبح چهارصد گرم سبکتر باشید. آن یک صبح، بیشتر از یک میانوعدهی جاافتاده برنامه را میکشد. چون مغز نتیجه میگیرد «پس این همه خوردن فایده نداشت».
سومی اجتماعی است. کم کردن وزن معمولاً تحسین میگیرد. زیاد خوردن سؤال میگیرد. «تو که لاغری، چرا اینقدر میخوری؟» سر سفره کافی است که ساندویچ دوم را قایم کنید. بعد در خلوت هم دیگر میلش نمیآید.
هیچکدام از این سه تا با جملهی «باید بخواهی» حل نمیشود. برای اولی باید حجم غذا را هوشمندانه بالا ببرید، نه اینکه بشقاب را دو برابر کنید. برای دومی باید بازهی قضاوت را از یک روز به چند هفته ببرید. برای سومی یک جملهی کوتاه کافی است و بعد موضوع را عوض کنید. پایینتر هر سه تا عملی شده.
چه تغییری روی ترازو واقعاً پیشرفت است؟
وزن وقتی بالا میرود که در بیشتر روزها کمی بیشتر از مصرف بدنتان بخورید. به این فاصله مازاد کالری میگویند. جزئیات حسابش در مازاد کالری آمده. برای شروع، حدود ۳۰۰ کالری اضافه از نیاز روز عدد معقولی است. اگر اشتها خیلی کم است، از همین حدود شروع کنید نه از یک پرش بزرگ.
نیاز روز را با محاسبهگر TDEE تخمین بزنید. عددی که آنجا میبینید مخصوص بدن و سطح فعالیت خودتان است. مثلاً اگر نتیجه حدود ۲۲۰۰ کالری شد، هدف غذا حدود ۲۵۰۰ کالری است. ۲۲۰۰ فقط مثال است؛ مال شما ممکن است خیلی فرق کند.
سرعتی که بیشتر آدمها میتوانند ماهها تحمل کنند حدود ۰٫۲۵ تا ۰٫۵ کیلوگرم در هفته است، آن هم بعد از هفتهی اول. هفتهی اول اغلب دروغ میگوید. غذای بیشتر داخل دستگاه گوارش، بهاضافهی آبی که با ذخیرهی کربوهیدرات میماند، ترازو را زود بالا میبرد. این جهش بافت تازه نیست. از هفتهی دوم به بعد میانگین را نگاه کنید.
یک حساب ساده برای انگیزه: با سرعت پایین این بازه، ماهانه نزدیک یک کیلو انتظار عجیبی نیست. با سرعت بالای بازه، نزدیک دو کیلو. اگر بعد از سه هفتهی واقعی (هفتهی اول را کنار بگذارید) میانگین تکان نخورده، بدن «مقاوم» نشده. احتمالاً میانوعده چند روز جا افتاده، پیادهروی یا کار ایستاده بیشتر شده، یا روغنی که فکر میکردید هر روز هست بعضی روزها نیست. اول همان را پیدا کنید، بعد اگر لازم شد حدود ۱۵۰ کالری دیگر به یک خوراکی کوچک اضافه کنید.
چه چیزی را بنویسید
هر چند وقت
کدام عدد مهم است
وزن صبح، ناشتا، بعد از دستشویی
هفتهای یک بار، همان روز هفته
اختلاف میانگین این دوره با دورهی قبل، نه امروز با دیروز
میانوعدهی ثابت
هر روز
انجام شد یا نشد
حداقل یک وعدهی ثبتشده
هر روز
زنجیره قطع شد یا ادامه دارد
دور کمر، همسطح ناف
هر چهار هفته
تغییر آرام؛ نوسان عصر همان روز را جدی نگیرید
ترازوی مهمان، وزن با کت، و وزن عصر بعد از آبگوشت را وارد این جدول نکنید. یک شرایط، یک روز. وگرنه جدول خودش انگیزه را میخورد.
هدف هفته را از «چاق شدن» کوچکتر کنید
«ده کیلو تا عید» برای روز اول هیجان دارد و برای روز دوازدهم هیچ دستور کاری ندارد. هدفی که امروز عصر بشود انجامش داد، انگیزه را نگه میدارد. برای دو هفتهی بعد فقط اینها را بخواهید:
پنج نوبت غذا در پنج روز هفته. سه وعدهی اصلی و دو میانوعده. لازم نیست هر نوبت سنگین باشد. اگر فاصلهی وعدهها برایتان گنگ است، تعداد وعده برای افزایش وزن همان را باز کرده.
یک میانوعدهی ثابت که به گرسنگی وابسته نباشد. چیزی که از قبل آماده است: یک لیوان شیر و دو خرما، یا یک تکه نان سنگک با یک قاشق کره بادامزمینی. اگر باید برایش آشپزی کنید، روزهای شلوغ حذف میشود.
وزن، فقط یک صبح در هفته.
اگر تمرین میکنید، همان برنامهی قبلی را نگه دارید و سر افزایش وزن یک برنامهی تازهی سخت اضافه نکنید. دو جبهه همزمان، هر دو را نصفهکاره میگذارد.
برد روز این است که میانوعده خورده شده باشد. نه اینکه گرسنه شده باشید. آدم کماشتها اگر منتظر گرسنگی بماند، گاهی تا شب چیزی جز چای نخورده.
تداوم روزانه در فیگ فیت با همین منطق جور است: به وقت تهران، یک وعدهی غذایی که ثبتش تمام شده باشد زنجیره را نگه میدارد. لازم نیست هر خوراکی روز بینقص وارد شده باشد. ورزش، آب و ثبت وزن در این شمارش نمیآیند. اگر ثبت با عکس هنوز در حال پردازش باشد یا با خطا بسته شده باشد، آن روز حفظ نمیشود.
حرف سفره را داده حساب نکنید
سؤال فامیل داده نیست. یک جمله کافی است: «دارم وزنم را آرام و با برنامه بالا میبرم.» بعد دربارهی غذا، کار، یا هر چیز دیگری حرف بزنید. توضیح کالری سر سفره معمولاً به بحث مزاج و «باید بیشتر برنج بکشی» میرسد و اشتها را همانجا میبندد.
اگر کسی بشقابتان را تا لبه پر میکند، مجبور نیستید برای افزایش وزن آن را تمام کنید. تهوع فردا را خراب میکند. کالری را در حجم کمتر جا کنید: یک قاشق روغن زیتون روی همان برنجی که میخورید، چند مغز کنار ماست، یک لیوان شیر بین دو وعده. راه عملیِ بیشتر خوردن بدون جنگ با معده در چطور بیشتر غذا بخوریم آمده.
و اگر خودتان از آینه خسته شدهاید، عدد هفته را با حرف دیروز دیگران مقایسه نکنید. آینه روزبهروز دروغی شبیه ترازو میگوید. پیراهن که سر شانه گشاد است، در چهار هفته ممکن است کمی کمتر گشاد شود. در چهار روز نه.
روز کمغذا، برنامه را خط نمیزند
یک مهمانی که در آن کم خوردید، یک روز آنفولانزا، یک عصر که دلدرد امان نداد: اینها برنامه را صفر نمیکنند. الگوی خطرناک این است که فردا بخواهید کسری را در یک شام دو برابر جبران کنید. معده همان شام را پس میزند و شما نتیجه میگیرید «من به درد این کار نمیخورم».
فردا را مثل یک روز عادی بخورید. اگر حال معده خوب است، همان میانوعدهی ثابت را سر جایش بگذارید. اگر نیست، فقط وعدهای را بخورید که پایین میماند و ثبتش کنید. جبران، مالِ جمعِ هفته است نه مالِ یک بشقاب.
اگر یک روز اصلاً ثبت نشد، زنجیره از صفر شروع میشود. فیگ فیت این را شروع دوباره نشان میدهد، نه یک شکست. رکورد طولانیترین دورهتان هم جایی نمایش داده نمیشود که بخواهید با آن خودتان را سرزنش کنید. فردا همان یک وعده بس است.
کسی که چند هفته است اشتهایش کم است و وزن بالا نمیرود، قبل از قضاوت دربارهی انگیزه، علت کماشتهایی را جدا کند. بخشی از آن عادت است و بخشی ممکن است طبی باشد. تفاوتشان در کماشتهایی و لاغری آمده.
کی دیگر مسئله انگیزه نیست؟
بعضی توقفها اخلاقی نیستند. اگر با وجود وعدههای منظم هنوز تهوع دارید، غذا در گلو میماند، یا وزن ماههاست خلاف جهت غذا پایین میآید، اصرار به میانوعده مسئله را حل نمیکند. پرکاری تیروئید، بعضی بیماریهای گوارشی، افسردگی و اضطراب میتوانند اشتها و وزن را با هم پایین بیاورند. تشخیصش با پزشک است.
همینطور اگر خوردن بیشتر برایتان با ترس شدید از چاق شدن همراه است و وعدهها را پنهان میکنید یا بعدش جبران میکنید، این دیگر «کم آوردن انگیزه» نیست. با کسی که در اختلال خوردن تجربه دارد حرف بزنید، نه با یک جدول کالری.
برای بقیهی آدمها، یعنی همانهایی که سالماند و فقط از تکرار خوردن خسته شدهاند، معیار دو هفته این است: میانوعده در بیشتر روزها خورده شده و میانگین وزن هفتهی دوم به بعد یا کمی بالا رفته یا دستکم دیگر پایین نمیرود. اگر هر دو تا برقرار است، برنامه کار میکند حتی اگر حس روزانهتان این را نگوید.
سوالات متداول
اگر هیچوقت گرسنه نمیشوم، انگیزه را از کجا بیاورم؟
گرسنگی را معیار نگذارید. ساعت میانوعده را معیار بگذارید و خوراکی را از قبل آماده کنید. یک لیوان شیر یا یک تکه نان با کره، به تصمیم آن لحظه وابسته نیست. گرسنگی شاید هفتهها دیرتر از عادت سر برسد.
هفتهای چند گرم بالا رفتن کافی است که ادامه بدهم؟
بعد از هفتهی اول، حدود ۲۵۰ تا ۵۰۰ گرم در هفته برای بیشتر افراد سرعت قابل تحملی است. یک هفته تخت، اگر میانوعده واقعاً خورده شده، هنوز دلیل رها کردن نیست. دو هفتهی تخت پشت سر هم یعنی مقدار غذا یا میزان تحرک را دوباره چک کنید.
خانواده مسخره میکنند. برنامه را ول کنم؟
نه بهخاطر مسخره کردن. جملهی کوتاه بگویید و بحث را ادامه ندهید. بشقابی که دیگران پر میکنند را هم تا حد تهوع تمام نکنید. افزایش وزن با چند افزودنی کوچک و منظم پیش میرود، نه با تحمل تمسخر یا تحمل دلدرد.
چند روز است هیچ چیز ثبت نکردهام. باید از صفرِ صفر شروع کنم؟
از فردا، با همان میانوعدهی ثابت. لازم نیست پنج وعده را همان روز اول کامل کنید و لازم نیست غذای نخوردۀ دیروز را در شام جبران کنید. یک وعدهی ثبتشده زنجیرهی تازه را راه میاندازد.
چه زمانی دیگر نباید با انگیزه جلو بروم؟
وقتی کاهش وزن ناخواسته، درد، تهوع ماندگار، یا حال روحیِ بدِ طولانی در کار است. همچنین اگر خوردن بیشتر برایتان با ترس و جبران همراه شده. در این حالتها پزشک یا متخصص مربوط مقدم بر هر برنامهی غذایی است.
فردا صبح لازم نیست به هدف دهکیلویی فکر کنید. همان میانوعدهای را که انتخاب کردهاید سر ساعت بخورید و یک وعده را ثبت کنید. آخر هفته، فقط میانگین ترازو را با هفتهی قبل مقایسه کنید.