شروع دوباره رژیم: برنامه ۴ هفتهای برای برگشتن به مسیر
انتشار: ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
شروع دوباره رژیم با جبران کردن شروع نمیشود؛ با یک وعدهی معمولی شروع میشود. وعدهی بعدی را مثل یک روز عادی بخورید، ثبتش کنید و برنامهی تازه را کوچکتر از دفعهی قبل بچینید: هفته اول فقط ثبت و یک «روز حداقلی»، هفته دوم کسری کالری ملایم، هفته سوم پروتئین و حرکت، و هفته چهارم مرور و چند قانون ساده برای وقتی که دوباره از مسیر بیرون میافتید. منتظر دوشنبه یا اول ماه نمانید.
بیشتر کسانی که «دوباره رژیم گرفتن» را جستوجو میکنند، بار اولشان نیست. میدانند چه بخورند و چه نخورند. چیزی که کم دارند، راهی برای برگشتن است که دوباره به همان نقطهی قبلی نرسد. این مطلب دربارهی همین برگشتن است.
امروز، نه دوشنبه: ۲۴ ساعت اول را چطور بگذرانید؟
روزی که تصمیم میگیرید برگردید، معمولاً بعد از چند روز یا چند هفتهی پرخوری است. حس بدی دارید و وسوسه میشوید با یک کار بزرگ جبرانش کنید. همین وسوسه است که چرخه را دوباره راه میاندازد. در این ۲۴ ساعت فقط این چند کار را انجام دهید:
وعدهی بعدی را حذف نکنید. یک وعدهی معمولی بخورید که پروتئین و سبزی داشته باشد؛ مثلاً املت با نان سنگک و خیار و گوجه، یا یک بشقاب عدسپلو با ماست.
ورزش تنبیهی نکنید. دو ساعت دویدن برای «سوزاندن» دیروز، فردا را خسته و گرسنهتر میکند. یک پیادهروی ۱۵ دقیقهای کافی است.
همان وعده را ثبت کنید، هر طور که راحتتر است. دقت مهم نیست؛ مهم این است که زنجیره از جایی شروع شود.
فردا صبح خودتان را وزن نکنید. بعد از چند روز غذای شور و پرکربوهیدرات، بدن آب بیشتری نگه میدارد و ترازو ممکن است یکی دو کیلو بیشتر از وزن واقعی نشان دهد. این عدد فقط ناامیدتان میکند.
یک جمله بنویسید: «دفعهی قبل از کجا برنامه از دستم در رفت؟» بدون قضاوت، فقط مثل یک گزارش. در بخش بعد از همین جمله استفاده میکنید.
همین. نه رژیم مایعات، نه روزهی جبرانی، نه خرید یک کیسه سینهی مرغ برای کل هفته.
چرا شروع دوباره از بار اول سختتر است؟
بار اول، هیجان شروع کار را جلو میبرد. بار دوم و سوم، این هیجان جایش را به خاطرهی گرسنگی و خستگی دفعهی قبل داده است. چند الگوی آشنا هم کار را سختتر میکنند.
تفکر «همه یا هیچ»
یک شیرینی در مهمانی میشود «امروز که از دست رفت، بقیهاش را هم بخورم». این نوع فکر کردن، یک لغزش ۳۰۰ کالری را به یک روز ۱۵۰۰ کالری اضافه تبدیل میکند. برنامهای که فقط دو حالت دارد، یعنی کامل یا هیچ، با اولین روز ناقص کنار گذاشته میشود.
سندروم شنبه و دوشنبه
«از شنبه شروع میکنم» بهظاهر تصمیم است، ولی در عمل چند روز پرخوری «آخر» را مجاز میکند. هر بار که شروع به عقب میافتد، آن روزهای آخر هم بیشتر میشوند.
برنامهی سختتر برای جبران
خیلیها برای جبران دفعهی قبل، برنامهی دوم را سختتر میچینند: کالری کمتر، حذف کامل برنج و نان، ورزش هر روز. برنامهای که بار اول هم سخت بود، حالا سختتر شده و زودتر کنار گذاشته میشود. اگر میخواهید دلیلهای رایج کنار گذاشتن رژیم را مفصلتر بخوانید، مطلب را ببینید.
جملهای را که روز اول نوشتید جلوی خودتان بگذارید. بیشتر برنامهها به چند دلیل محدود و قابل تشخیص کنار گذاشته میشوند و هر کدام راهحل مشخص خودش را دارد. این جدول را مرور کنید و فقط ردیفهایی را نگه دارید که به تجربهی خودتان میخورد:
آنچه دفعهی قبل اتفاق افتاد
علت احتمالی
این بار
از هفته دوم دائم گرسنه بودم
کسری کالری زیاد، پروتئین و فیبر کم
کسری ۳۰۰ تا ۵۰۰ کالری، پروتئین در هر وعده
روزهای کاری خوب بود، آخر هفته همهچیز به هم میریخت
برنامه فقط برای روزهای عادی چیده شده بود
برای پنجشنبه و جمعه از قبل سهم بگذارید
نان و برنج را کامل حذف کردم و بعد سراغشان برگشتم
ممنوع کردن غذاهای همیشگی
مقدار را کم کنید، نه اینکه حذفشان کنید
بعد از یک روز پرخوری، کل برنامه را رها کردم
تفکر همه یا هیچ
قانون «دو روز پشت سر هم نه»
ثبت غذا خستهکننده بود و ولش کردم
روش ثبت وقتگیر
روش سریعتر و حداقل روزانهی ساده
ترازو تکان نخورد و انگیزهام رفت
وزنکشی روزانه و انتظار سرعت زیاد
وزنکشی هفتگی و نگاه به روند
نکتهی مهم این جدول این است که هیچکدام از علتها «اراده» نیست. اراده چیزی نیست که یک بار داشته باشید و بار بعد نداشته باشید؛ برنامهای که با زندگی واقعیتان نمیخواند، دیر یا زود کنار گذاشته میشود.
برنامه ۴ هفتهای برگشت به رژیم
ستون اصلی این برنامه یک مفهوم ساده است: «روز حداقلی». یعنی کمترین کاری که حتی در شلوغترین یا بدترین روز هم انجامش میدهید. روزهای خوب بیشتر از این کار میکنید، ولی هیچ روزی از این کمتر نمیشود. فرقش با برنامهی معمولی این است که روز ناقص هم جزو برنامه است، نه بیرون از آن.
بخش
روز حداقلی
روز خوب
ثبت غذا
یک وعده
همهی وعدهها و میانوعدهها
حرکت
۱۰ دقیقه پیادهروی
۳۰ دقیقه پیادهروی یا تمرین
غذا
یک وعده با پروتئین
کالری هدف و پروتئین در هر وعده
آب
چند لیوان بیشتر از معمول
نوشیدنیهای شیرین جایشان را به آب دادهاند
هفته اول: فقط برگردید
در هفته اول کالری را کم نکنید. فقط روز حداقلی را هر روز تکرار کنید و اگر حوصله داشتید، روز خوب. هدف این هفته این است که دوباره عادت ثبت کردن برگردد و ببینید الان، بعد از وقفه، معمولاً چه میخورید. ممکن است الگوها با دفعهی قبل فرق کرده باشند؛ مثلاً حالا عصرها بیشتر تنقلات میخورید یا شام دیرتر شده است.
آخر همین هفته اولین وزنکشی را انجام دهید: صبح، ناشتا و بعد از دستشویی. این عدد نقطهی شروع است. اگر از آخرین وزنی که یادتان هست بیشتر شده، بخشی از آن احتمالاً آب است و در دو هفتهی آینده خودش پایین میآید.
بعد از یک وقفه، برگشتن به ثبت کامل همهی وعدهها سنگین است و همین سنگینی باعث میشود باز هم عقب بیندازیدش. برای حفظ تداوم روزانه در فیگ فیت لازم نیست همهی وعدهها را بینقص ثبت کنید؛ ثبت یک وعده در روز کافی است، که دقیقاً همان روز حداقلی این برنامه است. اگر هم روزی جا ماند، شمارش از صفر شروع میشود و اپ آن را شروعی دوباره نشان میدهد، نه چیزی برای سرزنش.
هفته دوم: کسری ملایم و فقط یک تغییر
حالا کالری هدف را پیدا کنید. محاسبهگر TDEE نشان میدهد بدنتان با سطح فعالیت فعلی روزانه حدوداً چند کالری میسوزاند. این بار فقط ۳۰۰ کالری از آن کم کنید، حتی اگر دفعهی قبل ۷۰۰ یا ۸۰۰ کالری کم میکردید. کسری کوچکتر کندتر جلو میرود، اما گرسنگی کمتری دارد و احتمال اینکه هفتهی ششم هم سر برنامه باشید بیشتر است. اگر نمیدانید کسری کالری دقیقاً چطور کار میکند، راهنمای کسری کالری را بخوانید.
برای ساختن این ۳۰۰ کالری، فقط یک تغییر را انتخاب کنید، نه پنج تغییر:
نان کنار برنج را حذف کنید؛ دو تکهی کفدستی حدود ۱۶۰ کالری است.
از سه کفگیر برنج به دو کفگیر برسید و جایش سالاد شیرازی بگذارید.
تخمه و آجیل جلوی تلویزیون را در یک ظرف کوچک بکشید، نه از کیسه.
نوشابهی ناهار را با دوغ یا آب عوض کنید.
اگر یک تغییر کافی نبود، هفتهی بعد دومی را اضافه کنید. تغییرهای کوچک وقتی هر روز تکرار شوند، در یک ماه حساب خودشان را دارند.
هفته سوم: پروتئین، حرکت و خواب
در هر وعدهی اصلی یک منبع پروتئین بگذارید: تخممرغ، ماست، پنیر، مرغ، ماهی، گوشت کمچرب، عدس یا لوبیا. پروتئین سیرکننده است و کمک میکند گرسنگی عصرانه کمتر شود؛ همان گرسنگی که در خیلی از برنامههای قبلی، شروع پرخوری بود. اگر ایده کم دارید، فهرست خوراکیهای پرپروتئین را ببینید.
حرکت را هم از ۱۰ دقیقهی روز حداقلی کمی بالاتر ببرید. چند روز در هفته ۳۰ دقیقه پیادهروی تند، و اگر دوست دارید، دو جلسه حرکتهای ساده با وزن بدن مثل اسکوات و شنای روی دیوار. لازم نیست باشگاه ثبتنام کنید؛ دفعهی قبل اگر باشگاه رفتن بخشی از چیزی بود که رهایش کردید، این بار سبکتر شروع کنید.
خواب را هم دست کم نگیرید. بعد از شبهای کمخوابی، اشتها معمولاً بیشتر میشود و دل آدم غذای شیرین و چرب میخواهد. اگر یکی از نقطههای رها کردن برنامهی قبلی شببیداری و خوردن آخر شب بود، ساعت خواب را ثابت کردن همان تغییر یکتایی این هفته است.
هفته چهارم: مرور و قانونهای برگشت
آخر هفته چهارم دومین وزنکشی جدی را انجام دهید و با عدد آخر هفته اول مقایسه کنید. کم شدن یک تا دو کیلو در این سه هفته نتیجهی خوبی است، بهخصوص که بخشی از برنامه اصلاً کسری کالری نداشت. اگر وزن تغییر نکرده، قبل از کم کردن کالری، ثبتهایتان را مرور کنید؛ معمولاً روغن غذا، آجیل و آخر هفتهها جا افتادهاند.
بعد سه سوال از خودتان بپرسید:
چند روز از ۲۸ روز، دستکم روز حداقلی را انجام دادم؟
کدام تغییر از همه راحتتر بود و میشود همیشه نگهش داشت؟
کدام روزها برنامه سخت شد و چرا؟
جواب سوال سوم، قانونهای ماه بعد را میسازد.
اگر وسط برنامه دوباره از مسیر بیرون افتادید
این اتفاق میافتد، و احتمالاً بیش از یک بار. فرق این دفعه با دفعههای قبل این است که از قبل میدانید چه کار کنید.
قانون «دو روز پشت سر هم نه»
یک روز پرخوری، یا یک روز بدون ثبت، اثر کوچکی در حساب یک ماه دارد. چیزی که برنامه را از بین میبرد، روز دوم و سوم و چهارم است. پس تنها قانون سفت این برنامه این است: بعد از یک روز بیرون از برنامه، روز بعد حتماً روز حداقلی است. نه جبران، نه گرسنگی؛ فقط یک وعدهی معمولی و ثبت آن.
برنامهی «اگر… آنوقت…»
برای موقعیتهایی که میدانید پیش میآیند، از قبل تصمیم بگیرید. اینطور وقتی پیش آمدند، لازم نیست در لحظه و با شکم گرسنه تصمیم بگیرید:
اگر مهمانی دارم، ناهار سبکی با پروتئین میخورم و گرسنه نمیروم، و آنجا بین تهدیگ و دسر یکی را انتخاب میکنم.
اگر سفر رفتم، فقط روز حداقلی را نگه میدارم و بقیه را به بعد از سفر میسپارم.
اگر سرما خوردم یا هفتهی پرکاری داشتم، کالری هدف را تا چند روز به اندازهی نیاز روزانهام بالا میبرم و فقط ثبت میکنم.
اگر عصر هوس شیرینی کردم، یک تکه برمیدارم، مینشینم و آرام میخورم و ثبتش میکنم.
این جملهها را با موقعیتهای زندگی خودتان بازنویسی کنید. اگر میخواهید هدفهایتان را هم به همین شکل کوچک و قابل اندازهگیری بنویسید، راهنمای هدفگذاری کاهش وزن قدمبهقدم توضیحش داده است.
چه زمانی بهتر است با متخصص شروع کنید؟
گاهی چرخهی رژیم و رها کردن فقط به برنامهی بد مربوط نیست. اگر دورههای پرخوریتان این شکلی است که مقدار زیادی غذا را در زمان کوتاه میخورید و حس میکنید کنترلی رویش ندارید، یا بعد از غذا خوردن کارهایی برای جبران میکنید، مثل استفراغ، ملین یا روزههای طولانی، اینها نشانههایی است که بهتر است با یک متخصص در میان بگذارید. کم کردن کالری در این شرایط ممکن است چرخه را شدیدتر کند.
سوالات متداول
بعد از چند وقت وقفه میشود دوباره رژیم گرفت؟
بعد از هر مدت وقفهای، چه یک هفته و چه یک سال. تنها فرق وقفههای طولانی این است که بهتر است هفته اول را کامل به ثبت بدون کم کردن کالری بدهید، چون عادتهای غذاییتان احتمالاً عوض شدهاند و باید دوباره بشناسیدشان.
برای جبران روزهای پرخوری، چند روز کمتر بخورم؟
نه. کم خوردن جبرانی معمولاً به گرسنگی شدید و پرخوری بعدی میرسد و همان چرخهای را میسازد که میخواهید از آن بیرون بیایید. از وعدهی بعدی به برنامهی معمولی برگردید؛ روزهای عادی آینده خودشان حساب را درست میکنند.
چرا بعد از برگشتن به رژیم، وزنم اول بیشتر شد؟
بعد از چند روز غذای شور و پرکربوهیدرات، بدن آب بیشتری نگه میدارد و ترازو چند روز بالاتر از وزن واقعی است. با برگشتن به غذای معمولی، این آب معمولاً ظرف یکی دو هفته کم میشود. برای همین در این برنامه اولین وزنکشی آخر هفته اول است، نه صبح روز اول.
این بار هم وسط کار رها کنم چه؟
احتمالاً روزهایی پیش میآید که برنامه از دستتان در برود. برنامهی این مطلب برای همین روزها ساخته شده: روز حداقلی و قانون «دو روز پشت سر هم نه» یعنی یک روز بد قرار نیست به یک ماه وقفه تبدیل شود.
بهتر است همان رژیم قبلی را ادامه دهم یا رژیم جدید بگیرم؟
اگر رژیم قبلی چیزهایی را ممنوع میکرد که دوستشان دارید، یا آنقدر کمکالری بود که گرسنه میماندید، دلیلی برای تکرارش نیست. نسخهی ملایمترش، با غذای همیشگی خانه و مقدار کمتر، احتمال بیشتری دارد که ماهها ادامه پیدا کند.
برگشتن به رژیم تصمیم بزرگی نمیخواهد؛ یک وعدهی معمولی میخواهد که ثبتش کنید و یک روز حداقلی که فردا تکرارش کنید. همین امروز از وعدهی بعدی شروع کنید. چهار هفتهی دیگر، بهجای یک شروع تازه، یک ماه ادامه دادن پشت سرتان است.