چرا رژیم جواب نمیدهد؟ نقشه ۸ هفتهای برای رسیدن به وزن هدف
انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
اگر رژیمهای قبلیتان بعد از چند هفته رها شدهاند یا وزن دوباره برگشته، دلیلش معمولاً کم آوردن اراده نیست. بیشتر رژیمها از اول طوری چیده شدهاند که نمیشود ماهها با آنها زندگی کرد: کسری کالری بیش از حد تند و فهرست بلندی از غذاهای ممنوع که با اولین مهمانی به هم میریزد. چیزی که جواب میدهد رژیم سختتر نیست؛ برنامهای است که با روزهای معمولی زندگی کنار بیاید و یک روز پرخوری را پایان راه حساب نکند.
این مطلب اول دلیلهای رایج را یکییکی باز میکند و بعد یک نقشه ۸ هفتهای میدهد که پایهاش پیوستگی است، نه بینقص بودن.
چرا رژیم جواب نمیدهد؟ دلیلهایی که به اراده ربطی ندارند
اگر چند بار رژیم گرفتهاید، احتمالاً خودتان را در یکی دو مورد از این فهرست پیدا میکنید.
کسری کالری بیش از حد تند
خیلی از رژیمها برای همه یک عدد مینویسند، مثلاً روزی ۱۲۰۰ کالری، یا سادهتر: «شام نخور». برای کسی که بدنش روزانه حدود ۲۲۰۰ کالری میسوزاند، ۱۲۰۰ کالری یعنی هر روز هزار کالری کمتر از نیاز. هفتهی اول ترازو سریع پایین میآید (بیشترش آب است) و حس خوبی دارد. از هفتهی دوم و سوم گرسنگی دائمی میشود، انرژی کم میآید، خواب به هم میریزد و حوصلهی آدمها را ندارید.
در این وضعیت یک شب پرخوری دیر یا زود پیش میآید و معمولاً به اسم «بیارادگی» نوشته میشود. اما بدن فقط کاری را کرده که در برابر کمبود غذا بلد است: صدای گرسنگی را بلندتر کرده. کسری خیلی زیاد، بهخصوص وقتی پروتئین هم کم باشد، باعث میشود بخشی از وزنی که کم میشود عضله باشد، نه چربی.
کسری ملایمتر، حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ کالری در روز، کندتر جلو میرود اما میشود ماهها نگهش داشت. همین «نگه داشتن» است که رژیمهای تند ندارند.
غذای ممنوع و قانون «همه یا هیچ»
«از فردا نه نان، نه برنج، نه شیرینی.» این قانون تا تولد بعدی دوام میآورد. یک برش کیک خورده میشود و فکری آشنا میآید: «حالا که خراب شد، بقیهی روز هم فرقی نمیکند.» یک برش، یک روز پرخوری میشود و گاهی یک هفته، تا شنبهای که قرار است «از نو» شروع شود.
مشکل آن برش کیک نبود، که شاید سیصد کالری داشت. مشکل قانونی بود که هر خطای کوچک را به کل روز تعمیم داد. غذای ممنوع جذابتر هم میشود؛ هر چه بیشتر سعی کنید به آن فکر نکنید، بیشتر در ذهنتان میماند. سر سفرهی ایرانی هم حذف کامل برنج و نان برای مدت طولانی تقریباً ناممکن است. راه عملیتر این است که اندازه را کم کنید، نه اینکه غذا را حذف کنید: یک کفگیر برنج بهجای دو کفگیر.
آخر هفتهای که کسری کل هفته را پاک میکند
فرض کنید از شنبه تا چهارشنبه برنامه را خوب پیش بردهاید. بعد پنجشنبه شب مهمانی است و جمعه صبحانهی مفصل خانوادگی. یک مثال ساده با عددهای تقریبی:
بازه
تفاوت با نیاز روزانه
شنبه تا چهارشنبه (۵ روز)
هر روز ۵۰۰ کالری کمتر، جمعاً ۲۵۰۰ کالری کمتر
پنجشنبه شب، مهمانی با برنج، تهدیگ، دسر و آجیل
حدود ۱۵۰۰ کالری بیشتر
جمعه، صبحانهی مفصل و ناهار دیروقت
حدود ۱۰۰۰ کالری بیشتر
جمع هفته
تقریباً صفر
ترازو تکان نمیخورد و آدم به این نتیجه میرسد که «این رژیم روی من اثر ندارد». در واقع برنامه پنج روز کار کرده؛ فقط آخر هفته هیچوقت جزو برنامه نبوده.
کالریهایی که دیده نمیشوند: اندازهی پرس و نوشیدنیها
بیشتر آدمها اندازهی غذا را کمتر از واقعیت تخمین میزنند. «یک بشقاب برنج» در خانه میتواند دو یا سه کفگیر باشد و روغن خورش و تهدیگ هم اصلاً به چشم نمیآید. نوشیدنیها و تنقلات از این هم پنهانترند، چون حس «غذا خوردن» نمیدهند:
خوراکی
مقدار
کالری تقریبی
چای با ۲ حبه قند
۱ استکان
۳۰ تا ۴۰
نوشابه
۱ قوطی ۳۳۰ میلیلیتری
حدود ۱۴۰
آبمیوهی صنعتی
۱ لیوان ۲۵۰ میلیلیتری
۱۰۰ تا ۱۲۰
آجیل مخلوط
۱ مشت، حدود ۳۰ گرم
۱۷۰ تا ۱۸۰
روغن مایع
۱ قاشق غذاخوری
حدود ۱۲۰
برنج پختهی ساده
۱۰۰ گرم
حدود ۱۳۰
چهار استکان چای شیرین در روز بهتنهایی ۱۲۰ تا ۱۶۰ کالری است. اگر یک مشت آجیل عصرانه و یک لیوان آبمیوه هم اضافه شود، بخش بزرگی از کسری روزانه بیصدا پر میشود. برای اینکه بدانید یک غذای مشخص چقدر کالری دارد، جستوجوی کالری غذاها را ببینید. اگر هنوز ثبت غذا را شروع نکردهاید، راهنمای کالریشماری نقطهی شروع خوبی است.
برنامهای که مهمانی و سفرهی خانوادگی را نمیبیند
زندگی غذایی ایرانی پر از سفرهی مشترک است: ناهار جمعه خانهی مادربزرگ، تعارف میزبان که «فقط یک کم دیگر»، شب یلدا، عید دیدنی، عروسی. رژیمی که فرض میکند همهی وعدهها دست خودتان است، در این موقعیتها فقط دو راه جلوی پایتان میگذارد. یا قید دورهمیها را بزنید که نه شدنی است و نه خوشایند، یا رژیم را کنار بگذارید. بیشتر آدمها دومی را انتخاب میکنند و حق هم دارند. راه سومی هم هست که پایینتر، در بخش مهمانیها، آمده.
چرا ترازو هر روز عدد متفاوتی نشان میدهد؟
وزن بدن حتی وقتی چربی ثابت مانده، از یک روز به روز دیگر بهراحتی یکی دو کیلو بالا و پایین میرود. دلیلهای اصلیاش اینهاست:
شام شور، مثل کباب با ترشی یا یک پیتزا، باعث میشود بدن آب بیشتری نگه دارد و صبح فردا ترازو بالاتر باشد.
بدن کربوهیدرات را به شکل گلیکوژن ذخیره میکند و همراهش آب هم نگه میدارد. یک روز پربرنج یا پرنان، فردایش وزن را موقتاً بالا میبرد.
وعدهی سنگین دیروقت هنوز در دستگاه گوارش است و وزن دارد.
خیلی از خانمها در روزهای پیش از پریود آب بیشتری نگه میدارند و ترازو چند روز بالاتر میایستد.
بعد از تمرینی که بدن به آن عادت نداشته، عضله برای ترمیم آب جذب میکند.
برای اضافه شدن یک کیلو چربی، حدود ۷۷۰۰ کالری اضافه لازم است. یک شام مهمانی، هر چقدر هم مفصل، چنین کاری نمیکند. آن یک و نیم کیلویی که صبح بعد از مهمانی روی ترازو میبینید بیشتر آب و غذای هضمنشده است و اگر به برنامه برگردید، طی دو سه روز پایین میآید.
مشکل این است که خیلیها درست همینجا برنامه را رها میکنند: شش روز خوب، بعد یک صبح ۸۰۰ گرم بیشتر، و حس اینکه «فایده ندارد».
روش میانگین هفتگی
صبح، بعد از دستشویی و پیش از خوردن و نوشیدن، با لباس سبک وزن کنید.
اگر دیدن عدد روزانه اذیتتان نمیکند، هر روز بنویسید و آخر هفته میانگین بگیرید. اگر هر عدد بالا حالتان را میگیرد، هفتهای یک بار، در همان روز و همان شرایط، کافی است.
فقط میانگین این هفته را با میانگین هفتهی قبل مقایسه کنید، نه امروز را با دیروز.
اگر پریود میشوید، وزن روزهای پیش از پریود را با همان روزها در ماه قبل بسنجید، نه با هفتهی گذشته.
کنار ترازو، هر دو هفته یک بار دور کمر را هم با متر خیاطی اندازه بگیرید. گاهی ترازو ثابت است ولی دور کمر کم شده، و این هم پیشرفت است.
بهجای اینکه هر صبح با عدد ترازو بالا و پایین شوید، میتوانید هفتهای یک بار وزنتان را در فیگ فیت ثبت کنید و روند را روی نمودار تب «پیشرفت» ببینید. کارت وزن نشان میدهد تا ثبت بعدی چقدر مانده و وقتی هفت روز از ثبت قبلی گذشت، یادآوری میکند که وقت وزن کردن است.
چرا کاهش وزن بعد از چند هفته متوقف میشود؟
تقریباً هر کسی که چند ماه وزن کم کرده، دورهای را دیده که ترازو با وجود همهی تلاشها از جایش تکان نمیخورد. این توقف معمولاً سه دلیل ساده دارد.
اول، بدن کوچکتر انرژی کمتری لازم دارد. کسری ۵۰۰ کالریای که در ۸۵ کیلو داشتید، در ۸۰ کیلو کوچکتر شده، چون نیاز روزانهتان هم پایین آمده.
دوم، بدن خودش را با کالری کم وفق میدهد. وقتی مدتی کم میخورید، بیآنکه متوجه شوید کمتر راه میروید، بیشتر مینشینید و کمتر وول میخورید. مصرف انرژی بدن هم کمی بیشتر از آنچه کاهش وزن توضیح میدهد پایین میآید. به این «سازگاری متابولیک» میگویند. پدیدهای واقعی است، اما معمولاً اندازهاش محدود است و به این معنی نیست که متابولیسم شما «خراب شده».
سوم، ثبت کمکم شل میشود. کفگیر برنج بزرگتر شده، «یک قاشق روغن» حالا سه قاشق است و آخر هفتهها دیگر ثبت نمیشوند. این تقصیر کسی نیست؛ بعد از چند هفته برای همه پیش میآید.
وقتی فکر میکنید به توقف رسیدهاید، این قدمها را به ترتیب بردارید:
صبر کنید تا میانگین هفتگی دستکم دو سه هفته ثابت بماند. با نوسان آب، یک هفتهی ثابت معنایی ندارد.
یک هفته با دقت بیشتر ثبت کنید: برنج را وزن کنید، روغن و قند چای را هم بنویسید.
نیاز روزانه را با وزن جدید دوباره حساب کنید (روشش در بخش بعد آمده).
پیش از اینکه کالری را باز هم کم کنید، تحرک روزانه را بیشتر کنید؛ مثلاً پیادهروی بعد از شام.
وزن هدف واقعی و سرعت مناسب کاهش وزن چقدر است؟
وقتی هدف بیست کیلو است، رسیدن به آن دور و حتی ناممکن به نظر میرسد. برای همین این نقشه هدف بزرگ را به تکههای ۸ هفتهای میشکند. هر تکه هدف خودش را دارد و پایانش جایی برای بازبینی است.
برای پیدا کردن محدودهی تقریبی وزن مناسب، محاسبهگر BMI را امتحان کنید. BMI عددی آموزشی است و عضله و چربی را از هم جدا نمیکند؛ محدودیتهایش در راهنمای BMI توضیح داده شده. بعد با محاسبهگر TDEE ببینید بدنتان روزانه حدوداً چند کالری مصرف میکند. هدف کالری روزانه یعنی همین عدد منهای کسریای که از جدول زیر انتخاب میکنید:
سرعت تقریبی در هفته
کسری تقریبی روزانه
مناسب برای
حدود ۰٫۲۵ کیلو
۲۵۰ تا ۳۰۰ کالری
کسی که به وزن هدف نزدیک است یا از رژیمهای تند خسته شده
حدود ۰٫۵ کیلو
حدود ۵۵۰ کالری
بیشتر آدمها؛ نقطهی شروع امن
۰٫۷۵ تا ۱ کیلو
۸۰۰ تا ۱۱۰۰ کالری
کسی که وزن اضافهی زیادی دارد، ترجیحاً با نظر متخصص
با سرعت نیم کیلو در هفته، در پایان ۸ هفته حدود ۴ کیلو سبکتر شدهاید. هفتهی اول معمولاً بیشتر کم میشود که بخشی از آن آب است. چهار کیلو شاید کم به نظر برسد، اما همین سرعت اگر شش ماه ادامه پیدا کند، به بیش از ده کیلو میرسد. فرقش با رژیمهای قبلی این است که این بار میشود واقعاً شش ماه ادامهاش داد.
نقشه ۸ هفتهای رسیدن به وزن هدف: هر دو هفته چه کار کنید؟
در این نقشه هر دو هفته فقط یک عادت تازه اضافه میشود و عادتهای قبلی سر جایشان میمانند. یک قانون هم در تمام این هشت هفته ثابت است: هدف هر روز «ثبت کردن» است، نه یک روز بینقص.
هفته
تمرکز اصلی
نشانهی اینکه درست پیش میروید
۱ و ۲
ثبت غذا بدون تغییر رژیم، ساختن هدف کالری، وزن پایه
بیشتر روزها دستکم یک وعده ثبت شده
۳ و ۴
پروتئین و فیبر در هر وعده، کم کردن کالری نوشیدنیها
بین وعدهها کمتر گرسنه میشوید؛ بازبینی هفتهی چهارم
۵ و ۶
برنامه برای آخر هفته و مهمانی، اضافه کردن پیادهروی
آخر هفتهها دیگر کسری هفته را پاک نمیکنند
۷ و ۸
تنظیم هدف با وزن جدید
بازبینی هفتهی هشتم و تصمیم برای ادامه
هفتهی ۱ و ۲: اول فقط ثبت کنید
هفتهی اول چیزی را عوض نکنید. همان چیزی را که همیشه میخورید بخورید و فقط ثبتش کنید، حتی قند چای و مشت آجیل عصرانه را. هدف این هفته دیدن الگوی واقعی است. خیلیها در همین هفته میفهمند بخش بزرگی از کالریشان از دو سه منبع مشخص میآید؛ مثلاً تنقلات آخر شب یا آبمیوه.
در هفتهی دوم، کسری را با کم کردن همان دو سه منبع بسازید، نه با یک رژیم کاملاً تازه. سه صبح از هفتهی اول را هم وزن کنید و میانگینش را «وزن شروع» بنویسید.
حداقل کار هر روز ثبت یک وعده است. اگر روزی جا ماند، فردا مثل همیشه ادامه دهید و برای جبران کمتر نخورید.
برای حفظ تداوم روزانه در فیگ فیت لازم نیست همهی وعدهها را بینقص ثبت کنید؛ ثبت یک وعده در روز کافی است، چه با عکس باشد، چه با جستوجو یا ثبت دستی. اگر روزی جا ماند، شمارش از صفر شروع میشود و اپ بهجای سرزنش، پیام «همین امروز شروع کن» را نشان میدهد.
هفتهی ۳ و ۴: پروتئین، فیبر و نوشیدنیها
در هر وعده یک منبع پروتئین به اندازهی کف دست بگذارید: تخممرغ، مرغ، ماهی، گوشت کمچرب، ماست، پنیر، عدس یا لوبیا. توصیهی رایج در دورهی کاهش وزن حدود ۱٫۲ تا ۱٫۶ گرم پروتئین به ازای هر کیلو وزن بدن است؛ برای کسی با وزن ۸۰ کیلو، چیزی حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ گرم در روز. پروتئین سیری بیشتری میآورد و کمک میکند در کسری کالری، عضله کمتر از دست برود. برای ایده گرفتن، فهرست خوراکیهای پرپروتئین را ببینید.
فیبر هم کار مشابهی برای سیری میکند. سبزی خوردن، سالاد شیرازی، عدسی، لوبیا، میوهی کامل و نان سبوسدار مثل سنگک منبعهای در دسترس آناند. توصیهی معمول برای بزرگسالان حدود ۲۵ تا ۳۰ گرم فیبر در روز است.
یک قاعدهی ساده برای چیدن بشقاب: نصف سبزی و سالاد، یک چهارم پروتئین، یک چهارم برنج یا نان. مثلاً ناهار قرمهسبزی میتواند این شکل باشد: یک کفگیر و نیم برنج بهجای سه کفگیر، خورش با گوشت بیشتر و روغن کمتر، و کنارش ماست و سالاد شیرازی.
نوشیدنیها را هم یکییکی جایگزین کنید. نوشابه را با دوغ کمنمک یا آب گازدار عوض کنید، آبمیوه را با خود میوه، و قند چای را آرامآرام از دو حبه به یکی برسانید. آخر هفتهی چهارم وقت اولین بازبینی است که در بخش آخر آمده.
هفتهی ۵ و ۶: آخر هفته را وارد برنامه کنید
حالا که ثبت به عادت تبدیل شده، سراغ آخر هفته بروید. بهجای حساب روزانه، کمی به بودجهی هفتگی فکر کنید: اگر بدانید پنجشنبه شب مهمانی دارید، روزهای قبلترش کمی، مثلاً ۱۰۰ تا ۱۵۰ کالری، کمتر بخورید تا شب مهمانی جای بیشتری داشته باشید. جزئیاتش در بخش بعد آمده.
تحرک را هم در همین دو هفته اضافه کنید. لازم نیست باشگاه بروید؛ ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی بعد از شام، چند شب در هفته، شروع خوبی است.
هفتهی ۷ و ۸: هدف را با وزن جدید تنظیم کنید
احتمالاً تا اینجا چند کیلو کم کردهاید، پس نیاز روزانهتان هم کمتر شده. TDEE را با وزن فعلی دوباره حساب کنید و هدف کالری را بهروز کنید. اگر میانگین هفتگی دو سه هفته ثابت مانده، سراغ چهار قدمی بروید که در بخش توقف کاهش وزن آمد. پایان هفتهی هشتم هم وقت بازبینی بزرگ است.
برای مهمانی، عید و روزهای پرخوری چه برنامهای داشته باشیم؟
روزهای خارج از برنامه پیش میآیند. برنامهای که وانمود کند پیش نمیآیند، با اولین مهمانی کنار گذاشته میشود. بهتر است از قبل بدانید با آنها چه میکنید.
پیش از مهمانی
تمام روز را گرسنه نمانید تا «جا نگه دارید». کسی که با شکم خالی به مهمانی میرسد، معمولاً بیشتر از همیشه میخورد. یک ناهار سبک و معمولی با پروتئین بخورید. اگر منو را میدانید، مثلاً زرشکپلو با مرغ، از قبل تصمیم بگیرید: یک بشقاب، که نصفش سالاد و مرغ باشد.
سر سفره
با سالاد، سبزی خوردن و مرغ یا گوشت شروع کنید و برنج را بعد بکشید.
بین تهدیگ و دسر یکی را انتخاب کنید، نه هر دو را.
میوه و آجیل را در یک پیشدستی کوچک بکشید و تمام شب از ظرف بزرگ برندارید.
در برابر تعارف میزبان، یک جملهی گرم کافی است: «دستتان درد نکند، خیلی خوشمزه بود؛ واقعاً سیر شدم.» اگر رد کردن بیادبی به نظر میرسد، یک کفگیر کوچک دیگر هم اشکالی ندارد.
فردای مهمانی
جبران نکنید. وعده حذف نکنید و ورزش تنبیهی هم نروید. از وعدهی بعدی، برنامهی معمولی را ادامه دهید. ترازو یکی دو روز بالاتر است؛ این همان آب و نمک است و خودش پایین میآید. غذای مهمانی را هم ثبت کنید، حتی تقریبی. یک عدد تخمینی خیلی مفیدتر از یک روز خالی است.
عید، یلدا و سفر
دو هفته عید دیدنی با شیرینی و آجیل و ناهار و شامهای پشتسرهم را نمیشود با کسری کالری گذراند، و لازم هم نیست. هدف این دورهها را «حفظ وزن» بگذارید، نه کاهش. ثبت روزی یک وعده را ادامه دهید تا عادت قطع نشود و بعد از تعطیلات به برنامه برگردید. این هفتهها را جزو ۸ هفته حساب نکنید؛ شمارش را متوقف کنید و بعد از تعطیلات از همان هفتهای که مانده بودید ادامه دهید.
پیشرفت را در هفتهی ۴ و ۸ چطور بسنجیم؟
یک عدد روی ترازو برای قضاوت کافی نیست. در بازبینی هفتهی چهارم چهار چیز را با هم ببینید:
میانگین وزن هفتهی چهارم را با وزن شروع مقایسه کنید. با هدف نیم کیلو در هفته، یک تا دو کیلو کاهش طبیعی است. اگر بعد از هفتهی اول هم هر هفته بیش از یک کیلو کم میکنید، احتمالاً کسری زیادی تند است.
بشمارید از ۲۸ روز گذشته چند روز دستکم یک وعده ثبت شده. اگر بیشتر روزها خالی مانده، قدم بعدی کم کردن کالری نیست؛ ثبت منظمتر است.
از خودتان بپرسید گرسنگی، خواب و انرژیتان چطور است. اگر مدام گرسنهاید، بد میخوابید یا زودتر از همیشه کلافه میشوید، کسری برایتان زیاد است.
نشانههای غیر از ترازو را هم ببینید: دور کمر، گشادتر شدن لباسها، نفسی که بالای پلهها کمتر بند میآید.
بعد از جواب دادن به این چهار سوال، از این جدول برای تصمیم استفاده کنید:
وضعیت
قدم بعدی
وزن پایین آمده و برنامه قابل تحمل است
چیزی را عوض نکنید
وزن پایین آمده اما مدام گرسنهاید
۱۰۰ تا ۲۰۰ کالری به هدف روزانه اضافه کنید، بیشتر از پروتئین و سبزی
وزن ثابت مانده و ثبتها کامل نبوده
دو هفته فقط روی ثبت دقیقتر تمرکز کنید
وزن ثابت مانده با وجود ثبت کامل
دور کمر را چک کنید، TDEE را دوباره حساب کنید و تحرک را بیشتر کنید
در هفتهی هشتم همین چهار سوال را دوباره بپرسید و بعد یک تصمیم بزرگتر بگیرید. اگر هنوز تا وزن هدف فاصله دارید و برنامه قابل تحمل بوده، یک دورهی ۸ هفتهای دیگر با هدف بهروزشده شروع کنید. اگر خسته شدهاید، یکی دو هفته به اندازهی TDEE بخورید، یعنی بدون کسری. ثابت ماندن وزن در این دو هفته نشان میدهد میتوانید وزن جدید را نگه دارید، و همین مهارت است که جلوی برگشت وزن را میگیرد.
رژیمهای قبلی چیزهایی یادتان دادهاند: کجا گرسنه میشوید، کدام آخر هفتهها سختاند، کدام قانون زیادی سفت بود. این بار با هدفی کوچکتر و ثبت روزانه شروع کنید و هشت هفته به خودتان فرصت بدهید. اگر روزی از برنامه بیرون زدید، وعدهی بعدی جای شروع دوباره است.
سوالات متداول
چرا بعد از رژیم وزنم برمیگردد؟
وقتی رژیم تمام میشود، بیشتر آدمها به همان عادتهای قبلی برمیگردند، در حالی که بدن کوچکترشان حالا انرژی کمتری از قبل لازم دارد. اگر رژیم خیلی سخت بوده، پرخوری بعد از آن هم به این ماجرا اضافه میشود. برای جلوگیری از برگشت وزن، بعد از رسیدن به هدف کالری را آرامآرام تا TDEE تازه بالا ببرید و چند هفتهی دیگر هم ثبت را ادامه دهید.
در ۸ هفته چند کیلو میشود کم کرد؟
با سرعت امن نیم تا یک کیلو در هفته، حدود ۴ تا ۸ کیلو. برای بیشتر آدمها حدود ۴ کیلو هدف واقعبینانهای است و هفتهی اول به خاطر آب کمی بیشتر کم میشود. کسی که وزن اضافهی بیشتری دارد، معمولاً در شروع سریعتر وزن کم میکند.
آیا باید برنج و نان را کامل حذف کنم؟
نه. حذف کامل برنج و نان برای بیشتر ایرانیها چند هفته بیشتر دوام نمیآورد. اندازه را کم کنید و کنارش پروتئین و سبزی بگذارید؛ مثلاً یک کفگیر و نیم برنج بهجای سه کفگیر، یا یک تکه نان سنگک کنار املت بهجای نصف نان.
اگر یک روز کامل از برنامه بیرون زدم، چه کنم؟
هیچ کار خاصی. از وعدهی بعدی برنامهی معمولی را ادامه دهید و روز بعد را برای جبران گرسنه نمانید. با حساب حدود ۷۷۰۰ کالری برای هر کیلو چربی، حتی یک روز خیلی پرکالری معمولاً کمتر از چند صد گرم چربی اضافه میکند و بیشتر عدد ترازو در روزهای بعد آب است.
هر روز خودم را وزن کنم یا هفتهای یک بار؟
هر دو روش جواب میدهد، به شرطی که میانگین هفتگی را ملاک بگذارید. اگر عددهای روزانه روی حالتان اثر میگذارند، هفتهای یک بار، در همان روز و همان شرایط، کافی است.